هر کی تورو ازم گرفت الهی بیچاره بشه روز قیامتکه رسید مجرم و آواره بشه به آب و آتیش می زنم فکرت نمیره از سرم می خوام فراموشت کنم
اما بازم عاشق ترم
طفلی دل عاشق من نشد تو رو نگه داره فقط یادم میاد نوشت چشماتو خیلی دوست داره
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشی که دوباره زل بزنی به صفحه سرد مونیتور و فقط نگاهت به
ایدی یه نفر باشه و همش دعا کنی که
روشن باشه با اینکه از قبل میدونی امشبم مثل تموم شبهای گذشته فقط باید چشمهای خواب رفته ادمک
ایدیشو ببینی و درد دودلاتو براش اف بذاری به
این امید که شاید اومدو خوند و جواب بده
اونم ملوم نی
فقط خدایی نا مردی


فکر می کردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای
که دور دور رفته ای
و اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم
و اشکهای خداحافظی را
برای رسیدن به تو
پا پیش گذاشتم
خودم را قسمت کردم
تو را سهم تمام رویاهایم کردم
انصاف نبود...!
تو که می دانستی با چه اشتیاقی خودم را قسمت میکنم
پس چرا زودتر از تکیه تکیه شدنم
جوابم نکردی...؟؟
چرا...؟؟؟؟
برای خداحافظی خیلی دیر است...!
خیلی دیر...!
دلم برای کسی تنگ است
که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد
دلم برای کسی تنگ است
دلش برای دلم می سوخت
که همچو کودک معصومیومهربانی را نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال با من بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی
. . .
دگر کافی است...!