X
تبلیغات
رایتل

••»»(دوستت دارم همین)»»~••

••»»(َAloNe BoYَ)»»~••



پنج‌شنبه 16 فروردین 1386

دیدی چی شد

خدایا چرا همه چی خراب شد، خودت گفتی صبر داشته باشم همه چی درست میشه، ولی همین صبر باعث شد همه چیمو از دست بدم ،

خدایا چرا باید این جوری بشه، چرا باید با من همچین کاری رو بکنه، من که یه عالمه دوسش داشتم ،براش می مردم، فقط ازش دور بودم،یعنی تحمل دوریمو نداشت ،نه میدونم این نیست، پسرا طاقت تنهایی ندارن.

خدایا چقدر صبر کنم، یعنی لیاقتشو نداشتم، چرا یه بچه سید باید این همه دلش بشکنه،  خدایا خودت گفتی صبر داشته باش بهترین یارو نصیبت می کنم.

باید تو خواب ببینم که منو تنها گذاشت ، کاشکی فقط همین خوابم واقعی نمیشد،

 

         گفت :    سلام !
           گفتم :    سلام !
           معصومانه گفت : می مانی ؟
           گفتم :    تو چطور ؟
           محکم گفت :  همیشه می مانم !
           گفتم :    می مانم  . 

           روزها گذشت . روزی عزم رفتن کرد . گفتم :  تو که گفته بودی می مانی ؟!
           گفت  :   نمی توانم !  قول ماندن به دیگری داده ام .... باید بروم !

در زندگی سه چیز فریبم داد:دروغ ,اشنایی,جدایی

عاشقی سه مرحله داره؛ اول دیدن، دوم حرف زدن، سوم سوختن وساختن

سه چیز زاده عشق نیست :جدایی ، سفر، فراموشی. ولی آن زمان که تو منو تنها گذاشتی رفتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم

نفرین به عشق به عاشقی

نفرین به بخت و  سرنوشت  به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به  تو

نفرین به  عشق من  و  تو

به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو

به دیدارم بیا هر شب


در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
....
دلم تنگ است....

بیا ای روشن ، ای روشنتر از لبخند


شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
....
دلم تنگ است....

بیا بنگر چه غمگین و غریبانه


در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها

و در ایوان من دیریست


و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
شب افتاده است و من تنها و تاریکم
در خوابند

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی


!
بیا ای مهربان با من
!
بیا ای یاد مهتابی

 

اگر تنـهاترین تنها شـوم باز هم خدا هست

 

 


12:56 | سام | نظرات [3]