X
تبلیغات
رایتل

••»»(دوستت دارم همین)»»~••

••»»(َAloNe BoYَ)»»~••



جمعه 15 دی 1385

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم...

وقتی که دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم ...

وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم ...

وقتی او تمام شد من آغاز شدم ...

و چه سخت است تنها متولد شدن ...

مثل تنها زندگی کردن ...

مثل تنها مردن

برو

اما نه با  باد!

راهت را چنان در پیش گیر

که نسیم از روبرو بوزد

تا در خستگی

عرقت را بخشکاند

و خنکای دستهایش

چهره ات را نوازشگر باشد

شاید،گیسوانات را در هم بریزد

یا بر چشمانت ،خاشاکی بپاشد

اما نهراس

که با نم اشکی

آن را از چشم میتوان زدود

و میتوان ادامه داد

                    رفتن را

                            تا رسیدن،

اراده ی تو

باد را خواهد کشت...

برو!

 

 

اکنون به یاد تو

 اما

 بدون تو

 با چشمانی پر از اشک

 روی سنگ سرد

 تنها نشسته ام

 با قلب گرم تو

 با یاد حرف تو

 روی افق

 تا چلچراغ صبح

 بی تاب خفته ام

 می دانم عشق تو

 از جنس شیشه است

 من دوست دارمت

 با قلب رفته ام

 

 با قلب رفته ات


20:14 | سام | نظرات [0]