••»»(دوست دارم)»»~••

••»»(M.S)»»~••




ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

پنجشنبه 28 دی 1385

من با شانه هایی به وسعت یک دشت

تمامی درد بشر را میفهمم

چرا که به سهم خویش،

از آن توشه بر گرفته ام.

*

آدمی یکی کودک است

پا گیرد تا،

بگریزد

از خیال بگریزد

از نیمه ی خویش.

 

آدمی یکی کودک است

با لبهایی که واژه ی عشق بر آن

میشکوفد آبشار نرم را در زمین شرم.

آه...

آدمی معصوم است.

و مردگانش

پشت دروازه های بهشت

منتظرند.

آدمی،

سخت معصوم است.

*

شانه هایم را میخراشد تنه های خشن خلقان که چون من

جز از ماندنشان بیم نیست

 

دیوانگان آزادند

و بیچارگان نیز.

و آنک موج دیوانگی ست که پنجره ها را در گریز بیچارگی

میگشاید

یا نمیگشاید.

 

اینک خلقان!

یکیشان حتی،

خالی از وحشت ماندن ز راه،

در نیم نیست.

*

آدمی یکیست

یکی رها کز بند گریزان است

چرا که زندانی نیست،

چرا که زندانبانی نیست.

*

آدمی یکیست،

یکی رها کز بند گریزان است

چرا که زندانی نیست

چرا که زندانبانی نیست

چرا که

حتی جرمی نیست.


20:51 | سام | نظرات [0]

پنجشنبه 28 دی 1385

پس بمان

اگر فکر می کنی که رفتنت باعث شکستنم می شود...

اگر فکر می کنی که از پس رفتنت اشک می ریزم...

اگر فکر می کنی که با نبودنت لحظه هایم خالی می شوند...

اگر فکر می کنی که هر لحظه دلم برای دستان گرمت تنگ می شود...

اگر فکر می کنی که بی تو می میرم...

بسیار درست فکر کرده ای ...

خب تو که می دانی نبودنت را تاب نمی آورم...

پس بمان . . .


20:47 | سام | نظرات [0]

پنجشنبه 28 دی 1385

دل تنها

باز عشقت خیمه زد رو خونه ام

 باز یادت آتیش زد به آشیونه ام                              باز بی تو باید تنها بمونم

بیا سکوت لبهام هنوز حرمت خونه است

 پرنده دل من هنوز بی آشیونه است

                   بیا پر از امیده هنوز این دل خسته                  

 هنوز به پای چشمات پای عشقت نشسته

                 توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره               

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره


20:31 | سام | نظرات [0]

پنجشنبه 28 دی 1385

از خودم بدم اومد دوسته  من

دوست معمولی :  هیچگاه نمی تواند گریه تورا ببیند.
دوست واقعی  : شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.
دوست معمولی :  اسم کوچک والدین تو را نمی داند.
دوست واقعی  : شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد.
دوست معمولی : یک جعبه شکلات برای مهمانی تو میآورد.
دوست واقعی  : زودتر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.
دوست معمولی :‌ از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.
دوست واقعی  :  می پرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی : دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعی  :  سعی در حل آنها میکند.
دوست معمولی : مانند یک مهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا از او پذیرایی کنی.
دوست واقعی  : به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی میکند.
دوست معمولی : می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی  : می داند که بعد از یک مرافعه دوستی محکمتر می شود.
دوست واقعی  : کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند

 


20:28 | سام | نظرات [0]

   1      2      3      4      5      6      7    >>