••»»(دوست دارم)»»~•• |
••»»(M.S)»»~•• |
دوشنبه 22 آبان 1385 عکس خودم
13:34 | سام | نظرات [2] دوشنبه 22 آبان 1385
غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده شب تو موهای سیاهت خونه کرده دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه سیاهی های دو چشمت مثل غمهای منه وقتی بغض از مژه هام پایین میاد بارون میشه سیل غمها وادیمو ویرونی کرده وقتی با من میمونی تنهاییمو باد میبره دو تا چشمام بارون شبونه کرده بهار از دستای من پر زد و رفت گل یخ توی دلم جوونه کرده تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم ای شکوفه توی این زمونه کرده چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه گل یخ توی دلم جوونه کرده چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه گل یخ توی دلم جوونه کرده 13:23 | سام | نظرات [0] جمعه 19 آبان 1385 خیلی سخته برای من
خیلی سخته نمیشه نمی دونم بی تو چه جوری می خوام بمونم تا ابد همیشه دوریت و چه جوری تحمل بتونم بکنم این بار می خوام بخونم تا بدونی خودت که تو رو دوست داشتم و دوست دارم و خواهم داشت تا ابد بیا برگرد که من فقط به عشقه تو گرفتارم این دل نداره دیگه طاقت که بدون که چشم به راهتم پس زود برگرد عزیزم بیا که خونه منتظره نگاه و قدماته برگشت به این دنیا بی تو دیگه هیچ ارزش و حال و صفایی نداره پس منتظرت میمونم تا همیشه این واسم تنها کاریه که می تونم بکنم از سر صبح تا خوده شب دعا کردم تا برگردی پیشم پس دیگه بیشتر از این نده ازار این دل شکسته من هر چی که تا حالا از دوری تو کشیده دیگه بسه واسش فقط تنها ارزوش اینه که واسه تو باشه بتپه واسه تو بیا برگرد برگشتت برای من میشه امید دوباره زندگی کردن حس جدید رهایی از انتظار و غم تجلی از عشق تووجوده سرد من چیکه چیکه اشک ریختم تو اونا رو ندیدی مثله یه پرنده از درخته عشقم پریدی رفتی خونتو ساختی رو یه درخته دیگه اصلا صدای منونشنیدی دلم تو سینه سنگینی کرد دادم بشکونه واسه یه بار شده ستاره هامو بشموره توی شب عشق مو ندارم یه ستاره اونم پر کشیدو رفت خورشید و واسم بیاره می خوام ببینمش یه روز بهش بگم با اشاره زدی زیره همه قولات اشکالی نداره من و تو می بینیم هم دیگه رو روزی دوباره تو جایی که زمان و مکان معنایی نداره
02:10 | سام | نظرات [1] چهارشنبه 17 آبان 1385 خدایی دوست دارم میمیرم برات
حس تنهایی و غربتو انتظار این وزش نا بودیست یا ضربان قلب وحشت که بر زندگی ام میوزد چیزی به فرو ریختنم نمانده
چیزی به تمام شدنم نمانده تلاش بی هوده ایست تو را از خود داشتن تلاش بیهوده مثل دست و پا زدن در مرداب مثل بیداری بعد
از مرگ خب سخن کوتاه میکنم میثم جان شاید این آخرین آف باشه بزار صادقانه بگم اگه خوبی بدی از من دیدی به خوبی خودت
ببخش میثم حلالم کن خدا حافظ پرده نشین محفوظ گریه ها خدا حافظ بی دلیل رفتن ها و به امید دیدار عزیزترین عزیز زندگانیم تو
بدان هرجا که هستی توبدون با هر که هستی آرزو دارم برایت زندگی باشد به کامت
23:11 | سام | نظرات [0] | صفحه اصلی آخرین نوشته ها [ بدون عنوان ] [ بدون عنوان ] [ بدون عنوان ] [ بدون عنوان ] آرشیو ماهیانه تیر 1385 مرداد 1385 شهریور 1385 مهر 1385 آبان 1385 آذر 1385 دی 1385 بهمن 1385 اسفند 1385 فروردین 1386 اردیبهشت 1386 خرداد 1386 تیر 1386 مرداد 1386 شهریور 1386 مهر 1386 آبان 1386 دی 1386 بهمن 1386 اسفند 1386 اردیبهشت 1387 آرشیو موضوعی لینکدونی مصطفی جان لینک دوستان کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد اشنا ترین غریبه دختر طلایی(سمیرا خانم) کبوتر های عاشق دختران یزد فهی جونم علی یاس عزیز شیرینی در پی فرهادش پگاه خانم گل بوسه فرشته آسمونی به نام خالق عشق و زیبایی طراح قالب محمد یعقوبی پشتیبانی بلاگ اسکای تعداد بازدید کننده 25993 |